اینجا تنها جایی است که دانشجو فارقالتحصیل نمی شود مگر پاچه خوار باشد ، از خودشان باشد ، اخراج شود ، انصراف دهد و یا بمیرد! اینجا تنها جایی است که حکم اجازه ی ادامه تحصیل کان لم یکن تلقی می شود و حکم اخراج قطعی جایگزین می شود ! اینجا هیچ چیزی درست نیست! خلاصه بد جایی گیر کردیم!!!
نتیجه این شد که دز دارو های مصرفی من بالا بره! نتیجه این شد که هنوز انتخاب واحد نکردم! نتیجه این شد هر روز میرم پیش این معاون اون رئیس که آقا من مشکل دارم ! و نتیجه این شد که هنوز وضعیتم معلوم نیست...!
- خوب الان چه کار کنم؟
- هیچی !
- یعنی چی؟
- یعنی هر کاری می تونی بکن!
الان چند روزیه هر کاری می تونم می کنم ولی هیچ...!
نه تاسف و نه بله .
جلسه تشکیل نشد و به دوشنبه هفته بعد موکول شد . دوباره یک هفته اضطراب و حیرانی. کی تمام می شه خدا می دونه!
نوشته شده در ساعت ۲۰:21 دوشنبه 30 شهریور 1388
کاش ...!
کاش می توانستم بگویم . بگویم که فردا روز مهمی است. که شاید به علت تعدد تعداد مشروطی هایم اخراج شوم! که خانواده ام با افزودن اضطراب و استرس هایم به من کمک می کنند تا راحتر نخوابم. که حتی قرص هم خواب آور نیست. که دو ترم است 16 واحد افتاده دارم و اگر نداشتم الان 6 واحد مانده داشتم. که دکتر رواپزشکی به من گفت افسرده ای و استرس داری. شاید دلیل اصلی خودم باشم. شاید تقصیر من بود که تصادف کردم شاید تقصیر من بود که اینجا و این رشته قبول شدم. شاید تقصیر من بود که 5 سال پیش نگفتم هنر! ولی گذشت هرچه بود اکنون چه؟ کاش هیچ گاه او را ندیده بودم. کاش آن فکرهای پلید به ذهنم نمی آمد که شاید راه رهایی پرش از طبقه 4 آزادگان باشد. ولی چه کنم پیش آمد. این است زندگی. این است نمونه ای از نسل سوخته ی ما. سیگار، نه اصلاً. به قول حسن آبادی خوب دوام آوردم! فردا جوابم یا لبخند تقی نژاد است یا تأسف او. هر چه باشد باز زنده ام و باز تحمل این اضطراب کار من است و شاید باز سکوت و پنهان کردن حقیقت. پدر خود گرفتار است و مادر بیقرار به که بگویم؟ تنهایی را با تمام وجود حس می کنم. هر چه باشد باز زنده ام... . کاش اصلاً نبودم... .
می دانم می توانم. می دانم می شود. می دانم ولی نمی دانم که چرا نمی شود! می گویند خواستن توانستن است ولی امروز توانستن، توانستن است.
نمی دانم چرا وقتی درس می خوانی و نمی خوانی حاصل یکی است. نمی دانم چرا وقتی جای خاصی از استاد را مورد عنایت قرار دهی پاس می شود. نمی دانم چرا هیچ کسی جای خودش نیست ولی فکر می کند هست! راننده ی تراکتور ، کتابدار دانشکده و کشاورز سابق دکترای شیمی حالا. سردار سپاه ، استاد آبیاری عمومی!
و فردا ... زندگی ادامه دارد ولی کاش ...!
خدا را گم کرده ام. شاید در کاسه ی سه تار باشد. نواختم ولی نبود. شاید لابه لای سجاده ام باشد. اذان زد. نه اینجا هم نبود. دلم را هم گشتم، کسی گفت مدتهاست که از اینجا رفته است. خدایا گم کرده ام تو را لااقل تو پیدایم کن.
و فردا... .
رفتم عكسام رو چاپ كنم،
پورصمد نشسته بود اونجا،
يكي از داوراي جشنواره رو ميگم،
عكسام رو دادم، گفت شما دانشجوي عكاسي هستي؟
آهي از ته دل كشيدم گفتم نه!
ولي كاش بودم!
همین الان انصرافم رو از دانشگاه میگرفتم ، میرفتم واسه کنکور هنر امسال می خوندم و بقیه اش رو خودتون می تونید حدس بزنین ، درسته به آرزوم می رسیدم!!! اگر سربازی نبود ...!
اول از این خراب شده ای که هستم خلاص شم!
یه دوربین Canon EOS 5D mark II

یه لبتاپ Sony VAIO CS series

یه کوله!!!!
جایی که 5 ساله توش گیر کردم! تا اونجایی که من می شناسم اکثر بچه هایی که از شهرهای دور به این دانشگاه اومدن و ترکی بلد نیستن با مشکلات بزرگی مواجه می شن، البته تو هر جامعه آماری استثنا هم وجود داره. اگه بچه خرخون ها رو بزاریم کنار (که تعداد زیادی رو تشکیل نمی دن) و همچنین پاچه خواران رو هم همینطور (که تعداد زیادی رو تشکیل می دن!) بقیه یه جورایی درگیرن و مشکلات زیادی دارن. از لج کردن استاد و انداختن 15 واحد (یعنی 5 بار یه درس 3 واحدی) تا انداختن تو ترم آخر در حالی که ارشد قبول شدی و معرفی به استاد هم نمی تونی برداری! استادها بسیار عقده ای هستن! البته نه همه ی گروه ها!
خلاصه بد جایی گیر کردم.
پلدشت بودم ! یجای دور ! خیلی دور. طرفای ماکو. کارآموزی . آب و هوای خوب ، مردم ساده ، جاتون خالی خوب بود. جای قشنگیه ، تونستین برین ! واسه زندگی خیلی خوبه!
بالاخره آزادی هم رفتم. خاک آشنا . زیاد جالب نبود ، به نظر من داستان ظعیفی داشت . سالن نمایشش طبقه هفتم بود . یه 10 دقیقه ای تو راه بودیم! آسانسور که نداشت ، با پله برقی رفتیم بالا! با دوستان بودیم خوش گذشت!

آزادی قدیم!

آزادی جدید!
هیچی ...! فقط می خواستم یچی نوشته باشم ! بگم هنوز زنده ام! زندگی به کام نیست! دارم کم میارم! به قول یکی از دوستام فقط یه موفقیت می تونه کمکم کنه. که فکر نکنم حالا حالا ها بدست بیارم! فعلا فقط سرکوفت و از این چیزاست. فرم پنجمین مسابقه ی عکس جوان ارومیه برام اومد ولی نه عکسی دارم که بخوام شرکت کنم نه دوربین حتی دیگه از اور فرهنگی هم نمی تونم دوربین بگیرم ! نا امیدی خیلی بده!
گفتم که چندبار باهاش حرف زدم ولی نمی شه ! لطفا یه نفر عشق رو برام تعریف کنه ! می خوام ببینم عاشقم یا نه ! ( عشق در حالت کلی . یعنی عشق به یه نفر خاص نه . فقط تعریف عشق و عاشق )
نمیشه فراموشش کنم! کاش اینجوری نمی شد . کاش میدونست که چقدر دوستش دارم! هیچ وقت نشد که مستقیم بهش بگم. دیگه هم فکر نکنم درست بشه . خودم دیگه در این مورد کاری باهاش ندارم چون مطمئنم ناراحت می شه . خیلی وقته که ندیدمش . دلم تنگشه !!! شما بگین چکار کنم ؟ کارم اشتباهه؟ مگه دوست داشتن بده؟
یکشنبه با بچه ها رفتیم سینمای پارک ملت در باره ی الی رو دیدیم . اول بزارین راجب فیلم بگم . این فیلم تأثیری رو که رو بچه ها گذاشته بود رو من نذاشت ! فکر کنم چون من بارها شاهد این عوض شدن آدما بودم ! حنی شدید تر ولی در کل فیلم خیلی قشنگیه و من دوباره این فیلم رو میرم . نقد چندانی واسش ندارم چون همونطور که گفتم تأثیر زیادی روم نذاشته ولی بازی فوق العاده ای رو شاهد هستیم.
ولی بخش مهم قضیه سینمای فوق العاده زیبای پارک ملته که فیلم رو اونجا دیدیم . یه سینما با معماری بسیار زیبا . این سایت سینماست . چند تا عکس هم از سینما گذاشتم . لذت دیدن فیلم تو این سینما رو از دست ندین!



بیچاره دختره ! اینام وقت گیر آوردن واسه بازدید.

فکر کنم این آقا اوقات بیکاریش رو با Google Earth میگذرونه ! این عکس از روزنامه اعتماد ملی است.

خبرگزاری ایسنا: در پي ادامه روند افزايش آلودگي هواي تهران با ورود آلاينده ذرات معلق و قرار گيري شاخص كيفيت هواي پايتخت در مرز شرايط بحران و با توجه به پيشبيني افزايش بار آلايندهها در صورت بازگشايي مراكز دولتي، كميته هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران در جلسه بعدازظهر سهشنبه خود مقرر كرد: كليه فعاليتهاي ادارات، ارگانها، سازمانهاي دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي، بانكها و بخش خصوصي در شهرهاي استان تهران در روز چهارشنبه تعطيل شود.

به گزارش خبرنگار «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در اين جلسه كه با حضور اعضاي كميته هماهنگي و نظارت مواقع اضطراري آلودگي هواي تهران در استانداري تهران برگزار شد، همچنين مقرر شد مراكز آموزشي و فرهنگي اعم از دولتي و خصوصي در كل استان تهران در روز چهارشنبه همانند روز سهشنبه تعطيل باشند، اما امتحانات دانشگاهها طبق برنامه اعلامي قبلي برگزار شود.
مگه دانشجو آدم نیست و واسش مشکلی پیش نمیاد؟ البته شایان ذکر است که هیچ دانشگاه مهمی این روزا امتحان نداره تا بعد 18 تیر !
